تبليغاتX
ناگفته ها
همه چی
 

چگونه یک خبر بد را برسانیم؟

 

داستان زیر را آرت بو خوالد طنز نویس پر آوازه آمریکایی در تایید اینکه نباید اخبار ناگوار را به یکباره به شنونده گفت تعریف می کند:

 

مرد ثروتمندی مباشر خود را برای سرکشی اوضاع فرستاده بود. پس از مراجعه پرسید:

- جرج از خانه چه خبر؟

- خبر خوشی ندارم قربان سگ شما مرد.

- سگ بیچاره! پس او مرد. چه چیز باعث مرگ او شد؟

- پرخوری قربان.

- پرخوری؟ مگر چه غذایی به او دادید که تا این اندازه دوست داشت؟

- گوشت اسب قربان و همین باعث مرگش شد.

- این همه گوشت اسب از کجا آوردید؟

- همه اسب های پدرتان مردند قربان.

- چه گفتی؟ همه آنها مردند؟

- بله قربان. همه آنها از کار زیادی مردند.

- برای چه این قدر کار کردند؟

- برای اینکه آب بیاورند قربان!

- گفتی آب؟ آب برای چه؟

- برای اینکه آتش را خاموش کنند قربان.

- کدام آتش را؟

- آه قربان! خانه پدر شما سوخت و خاکستر شد.

- پس خانه پدرم سوخت؟ علت آتش سوزی چه بود؟

- فکر می کنم که شعله شمع باعث این کار شد قربان!

- گفتی شمع؟ کدام شمع؟

- شمع هایی که برای تشیع جنازه مادرتان استفاده شد قربان!

- مادرم هم مرد؟

- بله قربان. زن بیچاره پس از وقوع آن حادثه سرش را زمین گذاشت و دیگر بلند نشد قربان.

- کدام حادثه؟

- حادثه مرگ پدرتان قربان!

- پدرم هم مرد؟

- بله قربان. مرد بیچاره همین که آن خبر را شنید زندگی را بدرود گفت.

- کدام خبر را؟

- خبرهای بدی قربان. بانک شما ورشکست شد. اعتبار شما از بین رفت و حالا بیش از یک سنت در این دنیا ارزش ندارید. من جسارت کردم قربان. خواستم خبرها را هر چه زودتر به شما اطلاع بدهم قربان!

|+| نوشته شده توسط الهام در جمعه ششم شهریور 1388  |
 
روانشناسی مو

1. اونهایی که موهای کوتاه دارند: دلبسته خصوصیات فیزیکی در امر ازدواج عاشق نظم و ترتیب در زندگی همیشه سر وقت به قرارهایشان میرسند .خسیس و اهل حساب و کتاب .

2.اونای که موهای بلند و نا مرتب دارند:یک جای زندگی شان همیشه می لنگد .بیش از حد نگران ناامید اینده ومعمولا نا کامی ها را تجربه کردند وبه سختی اعتماد دارند .

3.اونای که موهای بلند دارند و انها را می بندند.هیچ تعهدی به نظم ندارند عاشق صدای بلند ادبیات و اهل بحث و جدل هستند خیلی دست و دل بازو معمولا کمتر پیش میاید در یک شاخه بمانند و همیشه در حال تغیر مسیر هستند.

4.اونای که فرق وسط باز میکنند.بسیار ظاهر پسند اهل شوخی البته بسیار متکبر خود خواه سخت سلیقه وبه اصلاح مبادی اداب هستند.

5.اونای که فرق از کنار باز میکنند .بسیار قابل اعتماد. متعهد به اصول اخلاقی .مهربان وعمدتا بذله گو هستند البته به سختی میتوان به درونشون پی برد معمولا به تجملات علاقه ندارند وبهترینهای هر چیز هستند

 

 

 

|+| نوشته شده توسط الهام در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388  |
 
براتون يكي از نظرات قديم رو ميذارم كه الان بهترين وصف حالمه:

 سخته تو چشاي كسي كه تموم عشقت رو ازت گرفته و به جاش يه زخم هميشگي به قلبت هديه داده زل بزني و به جاي اينكه لبريز كينه و نفرت شي احساس كني هنوزم دوسش داري چقدر سخته بخواي به يه ديواري تكيه بدي كه يه بار زير آوار غرورش همه ي وجودت له شده چقدر سخته تو خيالت ساعت ها باهاش حرف بزني ولي وقتي ديديش جز سلام چيزي نتوني بگي چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشك گونه هاتو خيس كنه ولي مجبور شي بخندي تا نفهمه هنوزم دوسش داری

البته شايد اگه به احتمال يك درصد اوني كه همه عشق رو بهم داده اين صفحه رو ببينه، بايد بگم اين حرف دل من نيس،فقط چون تلخه،گذاشتم برا خودم فقط جمله آخرش اينطور درسته كه

وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشك گونه هاتو خيس كنه ولي  بخندي تا بفهمه هنوزم دوسش داری

|+| نوشته شده توسط الهام در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388  |
 
دوست عزيز كه واسه پست قبل واسم لطف كردي و نظر گذاشتي ميخواستم لينكتون رو بذارم ولي آدرس وبلاگتون درست نبود
|+| نوشته شده توسط الهام در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388  |
 

راننده تاکسی

مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد، چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه… راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد… نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس… از جدول کنار خیابون رفت بالا… نزدیک بود که چپ کنه… اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چند ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود، تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!" مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه" راننده جواب داد: "واقعا تقصیر تو نیست… امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم… آخه من 25 سال راننده‌ی ماشین جنازه کش بودم…!"
|+| نوشته شده توسط الهام در شنبه نهم خرداد 1388  |
 

عمر عقاب از همه پرندگان نوع خود درازتر است. عقاب می تواند تا 70 سال زندگی کند . ولی برای این که به این سن برسد باید تصمیم دشواری بگیرد:

زمانی که عقاب به 40 سالگی می رسد چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی توانند طعمه را گرفته و نگاه دارند . نوک بلند و تیزش خمیده و کند می شود . شهبال های کهن سالش بر اثر کلفت شدن پرها به سینه اش می چسبند و پرواز برای عقاب دشوار می گردد در این هنگام ، عقاب تنها دو گزینه در پیش روی دارد .

یا باید بمیرد و یا آن که فرایند دردناکی را که 150 روز به درازا می کشد پذیرا گردد برای گذرانیدن این فرایند، عقاب باید به نوک کوهی که در آنجا آشیانه دارد پرواز کند در آنجا عقاب نوکش را آن قدر به سنگ می کوبد تا نوکش از جای کنده شود پس از کنده شدن نوکش ، عقاب باید صبر کند تا نوک تازه ای در جای نوک کهنه رشد کند سپس باید چنگال هایش را از جای برکند زمانی که به جای چنگال های کنده شده چنگال های تازه ای درآیند ، آن وقت عقاب شروع به کندن همه پرهای قدیمی اش می کند سرانجام ، پس از 5 ماه عقاب پروازی را که تولد دوباره نام دارد ، آغاز کرده و 30 سال دیگر زندگی می کند.

چرا این دگرگونی ضروری است ؟

بیشتر وقت ها برای بقا ، ما باید فرایند دگرگونی را آغاز کنیم. گاهی وقت ها باید از خاطرات قدیمی، عادت های کهنه و سنت های گذشته رها شویم تنها زمانی که از سنگینی بارهای گذشته آزاد شویم می توانیم از فرصت های زمان حال بهره مند گردیم.

 

|+| نوشته شده توسط الهام در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388  |
 

در روم باستان، عده اي غيبگو با عنوان سيبيل ها جمع شدند و آينده امپراتوري روم را در نه كتاب نوشتند.سپس كتابها را به تيبريوي عرضه كردند . امپراطور رومي پرسيد : بهايشان چقدر است؟
سيبيل ها گفتند: يكصد سكه طلا
تيبريوس آنها را با خشم از خود راند سيبيل ها سه جلد از كتابها را سوزاندند و بازگشتند و گفتند: قيمت همان صد سكه است !
تيبريوس خنديد و گفت:چرا بايد براي چيزي كه شش تا و نه تايش يك قيمت دارد بهايي بپردازم؟
سيبيل ها سه جلد ديگر را نيز سوزاندند و با سه كتاب باقي مانده برگشتند و گفتند:قيمت هنوز همان صد سكه است .
تيبريوس با كنجكاوي تسليم شد و تصميم گرفت كه صد سكه را بپردازد . اما اكنون او مي توانست فقط قسمتي از آينده امپراطوريش را بخواند .

قسمت مهمي از درس زندگي اين است كه با موقعيتها چانه نزنيم

 

|+| نوشته شده توسط الهام در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388  |
 

آرامش

پادشاهي جايزه  بزرگي براي هنرمندي گذاشت  که بتواند به بهترين  شکلآرامش را تصوير کند .

نقاشان  بسياري آثار خود را به  قصر فرستادند  . آن تابلوها  ، تصاويري بودند  از جنگل به هنگام  غروب ,  رودهاي آرام  و کودکاني که در خاک  مي دويدند  , رنگين  کمان  در آسمان  ، و قطرات  شبنم  برگلبرگ  گل سرخ .

پادشاه  تمام تابلوها را بررسي کرد ,  اما سرانجام  فقط دو اثر را انتخاب کرد .  اولي ,  تصوير درياچه آرامي بود  که کوههاي عظيم  و آسمان  آبي را در خود منعکس کرده بود  . در جاي  جايش مي شد  ابرهاي کوچک  و سفيد  را ديد  , و اگر دقيق نگاه مي کردند  ، در گوشه  چپ درياچه  ، خانه  کوچکي قرار داشت ,   پنجره اش باز بود  ، دود از دودکش آن برمي خواست  ,  که نشان  مي داد  شام  گرم  و نرمي آماده است .

تصوير دوم  هم کوهها را نمايش مي داد . اما کوهها ناهموار بود  . قله ها تيز و دندانه اي بود  . آسمان  بالاي کوهها بطور بيرحمانه اي تاريک  بود  ,  و ابر ها  آبستن  آذرخش ,  تگرگ  و باران  سيل آسا  بود .

اين تابلو  هيچ  با تابلو هاي ديگر ي که  براي مسابقه  فرستاده بودند ,  هماهنگي نداشت  .  اما وقتي آدم  با دقت  به  تابلو  نگاه مي کرد  ، در بريدگي صخره اي شوم  جوجه  پرنده اي را مي ديد  . آنجا  , در ميان  غرش وحشيانه  طوفان  گنجشکي ، آرام  نشسته  بود .

پادشاه  درباريان  را جمع  کرد  و اعلام  کرد  که برنده جايزه  بهترين  تصوير آرامش ، تابلو دوم  است  . بعد  توضيح  داد :  

آرامش آن چيزي نيست  که در مکاني بي سرو صدا  , بي مشکل ،  بي کار سخت  يافت  مي شود  , چيزي است  که مي گذارد  در ميان  شرايظ سخت ,  آرامش در قلب ما حفظ شود . اين تنها  معناي حقيقي آرامش است .

|+| نوشته شده توسط الهام در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388  |
 
اين شعر زيبا رو اولين بار عشق قشنگ زندگيم برام خوند،شعر زيباييست براتون ميذارم:

همه می پرسند

چیست در زمزمه مبهم آب

چیست در همهمه دلکش برگ

چیست در بازی آن ابر سپید

روی این آبی آرام بلند

که ترا می برد اینگونه به ژرفای خیال

چیست در خلوت خاموش کبوترها

چیست در کوشش بی حاصل موج

چیست در خنده جام

که تو چندین ساعت

مات و مبهوت به آن می نگری

نه به ابر

نه به آب

نه به برگ

نه به این آبی آرام بلند

نه به این خلوت خاموش کبوترها

نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام

من به این جمله نمی اندیشم

من مناجات درختان را هنگام سحر

رقص عطر گل یخ را با باد

نفس پاک شقایق را در سینه کوه

صحبت چلچله ها را با صبح

بغض پاینده هستی را در گندم زار

گردش رنگ و طراوت را در گونه گل

همه را می شنوم

می بینم

من به این جمله نمی اندیشم

به تو می اندیشم

ای سراپا همه خوبی

تک و تنها به تو می اندیشم

همه وقت

همه جا

من به هر حال که باشم به تو می اندیشم

تو بدان این را تنها تو بدان

تو بیا

تو بمان با من تنها تو بمان

جای مهتاب، به تاریکی شبها، تو بتاب

من فدای تو به جای همه گلها، تو بخند

اینک این من که به پای تو درافتاده ام باز

ریسمانی کن از آن موی دراز

تو بگیر

تو ببند

تو بخواه

پاسخ چلچله ها را تو بگو

قصه ابر، هوا را تو بخوان

تو بمان با من تنها، تو بمان

در دل ساغر هستی تو بجوش

من همین یک نفس از جرعه جانم باقی است

آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش

 

فریدون مشیری

 

 

|+| نوشته شده توسط الهام در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388  |
 
استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.


نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش كسي نبود جز ، آلبرت انیشتن !
_________________
نيكي و بدي يك چهره دارند، همه چيز به ان بسته است كه هر كدام چه موقع سر راه انسان قرار بگيرند

|+| نوشته شده توسط الهام در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388  |
 

10 تا از بدترین شهر های دنیا

فهرستهاي ده تايي در ادبيات و ژورناليسم دنياي مدرن،نماد ليستي از بهترينها و برترينها است و كمتر پيش آمده كه به بدترين ها بپردازد،از جمله فهرست جديد رويترز براي 10 نقطه از عالم كه شما را از رفتن به آنجا نهي مي كند!!.

 



مقام اول متعلق است به بندر مورثبي در گينه نو ،كه به طور متوسط 115 مورد جديد از ابتلا به ايدز را ماهيانه گزارش مي كند!، بيكاري،دزدي و آدم ربايي در پايتخت گينه نو بيداد مي كند!.



مقام دوم به شهر لينفن در چين ميرسد با بيشترين آلودگي هوا، در جوار صنايع غير اصولي و معادن بزرگ ذغال سنگ كه ابري از غبار مسموم كك و آلاينده هاي هوا آسمانش را هميشه تيره نگاه داشته است!.



مقام سوم به شهر بوجمبورا درجمهوري برونئي؟! در شرق آفريقا تعلق دارد،كه فساد و وضع نابسامان اقتصادي آن،پايين ترين نرخ رشد اقتصادي جهان را برايش به ارمغان آورده است و شهره به نسل كشي و كشتارهاي دسته جمعي است!.
 

lwge68g95zskizdjku3r.jpg

مقام چهارم متعلق است به يكي از رئوس محور شرارت!، پيونگ يانگ در كره شمالي بعنوان شهري كه عليرغم ظاهرش در باطن رژيم مديريتي و حكومتي استبدادي داشته و فقط يك شبكه راديو و تلوزيون تحت مراقبتهاي شديد حكومتي دارد و حتي دوچرخه سواري نيز در اين شهر به دلايل سياسي !ممنوع است!



مقام پنجم در كمال ناباوري متعلق است به اوكلاهما در ايلات متحده! و به خاطر بيشترين مخاطرات بلاياي طبيعي!،اين شهر در كريدور معروفي كه بيشترين گردبادهاي موسمي در آن مي وزد، در ماههاي مارس تا آگوست بيشترين ريسك مسافرت را دارد!..



شهر چرنوبيل در اوكراين هنوز تبعات آلودگيهاي راديواكتيويته در دهه نود قرن بيستم را به دوش مي كشد و با مناطق خالي از سكنه و رودخانه ها و درياچه هاي آلوده اش مقام ششم را به خود اختصاص داده است.



موگاديشو در سومالي بعنوان بي قانونترين شهر هرت جهان!،پس از فروپاشي قدرت مركزي در دهه پاياني هزاره دوم،و استقرار واحدهاي حافظ صلح مدتهاي مديدي است كه در رتبه هفتم، از همه برشورهاي توريستي و مسافرتي حذف شده است..



ياكوتسك در روسيه با طبيعتي سرد و منجمد كننده و فاصله اي بعيد با مسكو(شش قاچ ساعتي در معيار ساعت جهاني) در تمامي طول سال با دمايي در حدود 32 درجه زير صفر!! به درستي سردترين منطقه مسكوني جهان لقب گرفته و در مقام هشتم،فقط در صورت افت دما به كمتر از ميزان ياد شده كودكانش مجاز به تعطيل مدارس هستند!!.



داكا در بنگلادش گرفتار تبعات جنگهاي داخلي،عدم ثبات سياسي و بلاياي طبيعي بوده است ولي فقط به خاطر حد بالاي آلايندگي هوا و محيط زيست در اثر توسعه نابسنده صنعتي مقام نهم را به خود اختصاص داده است!



بغداد، پايتختي در همسايگي كه روزي مثل آبادي و امارت نشيني بود،اكنون در آتش تعارضات قومي-مذهبي-قبيله اي مي سوزد،پس از جنگ خليج فارس و به زانو درآمدن ديكتاتور معروفش اين شهر به بالاترين آمار سرقت،آدم ربايي و تجاوز به عنف دست يافته است و در اين ليست نيز مقام آخر و دهم را پيدا كرده است.


|+| نوشته شده توسط الهام در پنجشنبه چهارم مهر 1387  |
 
رکورد بیشترین عمل زیبایی در دنیا در اختیار چه کسی است ؟
 

سیندی جکسون ( Cindy Jackson ) در طی 50 عمل زیبایی بیش از 100000 دلار پرداخت کرده . از سال 1988 تا کنون 9 عمل زیبایی تمام عیار داشته . این دختر کشاورز آمریکایی یک پیشگام در بیشترین تغییر چهره است و رسانه های جهان به او مقام ” Living Barbie Doll ” را دادند .درمان او شامل : عمل جراحی روی صورت ، بینی ، ایمپلانت سینه ، لیپوساکشن ، پوست شیمیایی ( chemical peel - نوعی عمل روی بدن که جوش های و … پوست را از بین می برد و پوست را بهبود می بخشد )، اکسیژن درمانی عصب صورت ، بوتکس ، کوچک کردن استخوان چانه، تزریق پر کننده ( filler injection ) ، ایمپلانت لب ، microdermabrasion ( یک نوع عمل زیبایی روی پوست بدن ) ، تزریق ویتامین های غشایی و ماتیک لب و خط لب و خط چشم به صورت خالکوبی .


 
این هم عکس های این خانم گرانزیبا
 

 
|+| نوشته شده توسط الهام در پنجشنبه چهارم مهر 1387  |
 

 

 

 

 

 نویسنده، دکتر فرخ سلیم روزنامه نگار مستقل اهل اسلام آباد پاکستان

در تمام دنیا تنها چهارده میلیون یهودی وجود دارد؛ هفت میلیون در آمریکا، پنج میلیون در آسیا، دو میلیون در اروپا و یکصد هزار نفر در آفریقا.

در برابر هر یهودی در دنیا، یکصد نفر مسلمان وجود دارد. با این حال یهودیان بیشتر از یکصد برابر قدرتمندتر از تمام مسلمانان هستند. آیا هرگزمتعجب نشده اید که چرا؟

عیسای ناصری یهودی بود. آلبرت اینشتین، بانفوذترین و تأثیرگذارترین دانشمند تمام دوران به انتخاب مجله تایم، یک یهودی بود. زیگموند فروید، پدر روانکاوی یک یهودی بود. به همین ترتیب کارل مارکس، پل ساموئلسون و میلتون فریدمن. این ها عده دیگری از یهودیانی هستند که حاصل خرد و روشنفکریشان، به تمام بشریت رسیده است :

بنجامین روبین سرنگ واکسیناسیون را به بشر ارزانی داشت.

یوناس سالک اولین واکسن فلج اطفال را تهیه کرد.

آلبرت سابین واکسن فلج اطفال مؤثر و بهبود یافته را تهیه کرد.

گرترود الیون، داروی مبارزه با سرطان خون را به ما هدیه کرد.

باروخ بلومبرگ، واکسیناسیون هپاتیت بی را مهیا کرد.

پل الریخ، درمان سیفیلیس را کشف کرد.

الی مچنیکوف، یک جایزه نوبل را در بیماریهای عفونی بدست آورد.

برنارد کاتز، یک جایزه نوبل را در انتقال عصبی-عضلانی کسب کرد.

آندرو شالی، برنده جایزه نوبل در غدد ترشح کننده داخلی شد( اختلال سیستم غدد درون ریز؛ دیابت ،پرکاری تیروئید) .

آرون بک، درمان شناختی را کشف کرد ) روان درمانی برای معالجه اختلالات روانی ، افسردگی و فوبیا. (

گرگوری پینکاس، اولین قرص ضد حاملگی خوراکی را تهیه کرد.

جورج والد، یک جایزه نوبل به خاطر پیشبرد دانش و ادراک ما از چشم انسان، کسب کرد.

استنلی کوهن، برنده یک جایزه نوبل در جنین شناسی(مطالعه جنینها و رشد آنها شد).

یلم کولف، با ماشین دیالیز کلیه مطرح شد.

در طول 105سال گذشته،14میلیون یهودی،15  دوجین از جوایز نوبل را کسب کرده اند در حالی که تنها 3 جایزه نوبل توسط 4/1 میلیارد مسلمان کسب شده است. غیر از جوایز صلح.

چرا یهودیان این قدر قدرتمندند؟

استنلی میزور، اولین تراشه میکرو پروسسور ( ریزپردازنده ) را اختراع کرد.

لئو سیلارد، اولین راکتور هسته ای زنجیره ای را ساخت.

پیتر شولتز، کابل فیبر نوری؛ چارلز آدلر، چراغ راهنما؛ بنو استراوس، فولاد ضد زنگ؛ آیسادور کایسی، سینمای مصوت (همراه با صدا)  امیل برلینر، میکروفون( دهنی) و چارلز گینسبورگ، ضبط نوار ویدئویی.

سرمایه داران شهیر در دنیای تجارت که به مذهب یهودیت تعلق دارند عبارتند از:

رالف لورن(Poloلویس استراوس(Levi's jeansهوارد شولتز(Starbuck'sسرگی برین(Googleماکیل دل (Dell computersلری الیسون(Oracleدونا کاران(DKNYایرو روبینز (Baskins & Robbins) و بیل روزنبرگ .(Dunkin Donuts)

ریچارد لوین، رییس دانشگاه یال، یک یهودی است. هم چنین هنری کیسینجر(وزیر آمریکایی)، آلن گرینسپن(رییس مجلس در دوران ریگان، بوش، کلینتون، جوزف لیبرمن، مادلین آلبرایت وزیر آمریکایی، کاسپر وینبرگر وزیر دفاع آمریکا، ماکسیم لیتوینوف وزیر امور خارجه شوروی سابق، دیوید مارشال نخست وزیر سنگاپور، ایساک ایساکس فرماندار کل استرالیا، بنجامین دیسرایلی سیاستمدار و نویسنده بریتانیایی، یوگنی پریماکوف نخست وزیر روسیه، بری گلدواتر، خورخه سامپایو رییس جمهور پرتغال، جان دویچ مدیر سیا، هرب گری قائم مقام نخست وزیر کانادا، پیر مندز نخست وزیر فرانسه، مایکل هوارد وزیر کشور بریتانیایی، برونو کریسکی صدر اعظم اتریش و روبرت روبین وزیر خزانه داری آمریکا نیز یهودی هستند.

در عرصه رسانه، یهودیان سرشناس شامل وولف بلیتزر(CNN) ، باربارا والترز(ABC News) ، یوجین مه یر، واشینگتن پست، هنری گرونوالد سَر ویراستار تایم، کاترین گراهام، ناشر واشینگتن پست، جوزف للیلد، ویراستار اجرایی نیویورک تایمز و ماکس فرانکل، نیویورک تایمزمی باشند.

آیا می توانید نوعدوست ترین نیکوکار در طول تاریخ جهان را نام ببرید؟

نامش جورج سوروس است، یک یهودی، که تاکنون بیش از4 میلیارد دلار اهدا کرده که بیشتر آن برای کمک به دانشمندان و دانشگاه های سراسر دنیا صرف شده است.

پس از جورج سوروس، والتر آننبرگ، یک یهودی دیگر قرار دارد که یک صد کتابخانه را با بخشش تقریبا 2میلیارد دلار ساخته است.

در المپیک ها، مارک اسپیتز، با بردن هفت مدال طلا، یک رکورد ثبت کرد. لنی کرایزلبرگ برنده سه مدال طلای المپیک است. اسپیتز، کرایزلبرگ و بوریس بکر همه یهودیند.

آیا می دانستید که هریسون فورد، جورج برنز، تونی کورتیس، چارلز برنسون، ساندرا بولاک، بیلی کریستال، وودی آلن، پل نیومن، پیتر سلرز، داستین هافمن، مایکل داگلاس، بن کینگزلی، کرک داگلاس، گلدی هاون، کری گرانت، ویلیام شاتنر، جری لوییس و پیتر فالک همه یهودیند؟

حقیقت امر این است که خود هالیوود به دست یک یهودی بنیان نهاده شد. در بین کارگردان ها و تهیه کننده ها، استیون اسپیلبرگ، مل بروکس، الیور استون، آرون اسپلینگ ،بورلی هیلز، نیل سیمون، آندرو واینا (رامبو)، مایکل مان، میلوس فورمن ( پرواز بر فراز آشیانه فاخته)، داگلاس فیربنکس ( دزد بغداد) و ایوان ریتمن همگی یهودیند.

جهت اطمینان، واشینگتن پایتختی مهم است و در واشینگتن لابی ای که از اهمیت برخوردار است، انجمن امور عمومی اسراییل آمریکایی یا  AIPACاست.

ویلیام جیمز سیدیس، با ضریب هوشی 300 - 250، تاب ناکترین و هوشمندترین بشری است که تاکنون وجود داشته است.

حدس بزنید که او به چه دینی تعلق داشت؟

سوال : حالا، چرا یهودیان این قدر قدرتمندند؟

جواب :

آموزش و پرورش

 

چرا مسلمانان این قدر کم توانند؟

به طور تخمینی در حدود 470ر233ر476ر1 مسلمان برسطح سیاره زمین قرار دارند. یک میلیارد در آسیا،400 میلیون در آفریقا، 44 میلیون در اروپا و شش میلیون در آمریکا.

یک پنجم تمام انسان ها، مسلمانند؛ به ازای هر نفر هندو، دونفر مسلمان وجود دارد، در مقابل هر نفر بودایی، دو نفر مسلمان و در برابر هر نفر یهودی، یکصد نفر مسلمان وجود دارد.

هیچ فکر کرده اید که چرا مسلمانان این قدر ضعیفند؟ دلیلش این جاست:

57 کشورعضو در سازمان کنفرانس اسلامی (OIC) عضویت دارند، و تمام آن ها بر روی هم در حدود 500 دانشگاه دارند؛ یک دانشگاه به ازای هر سه میلیون مسلمان.

ایالات متحده 5758 دانشگاه و هند 8407 دانشگاه دارند. در سال 2004، دانشگاه شانگهای جیائو تونگ، یک رده بندی علمی دانشگاه های جهان را گردآوری کرد وهیچ دانشگاهی از کشورهای با اکثریت جمعیت مسلمان در جمع 500 دانشگاه برتر قرار نداشت.

مطابق اطلاعاتی که توسط UNDP جمع آوری شده است، درصد باسوادی در دنیای مسیحیت، در حدود 90 درصد می باشد و 15کشور با اکثریت جمعیت مسیحی دارای نرخ باسوادی 100 درصد بوده اند. یک کشور با اکثریت جمعیت مسلمان، در بالاترین حالت تمایز(کنتراست)، میانگین نرخ باسوادی در حدود 40 درصد داشته و هیچ کشور با اکثریت جمعیت مسلمان، با نرخ باسوادی 100 درصد وجود ندارد.

حدود 98 درصد از باسوادان در دنیای مسیحیت، مقطع ابتدایی(دبستان) را به پایان رسانده اند در حالی که کمتر از 50 درصد از باسوادهای دنیای اسلام همین مقطع را به پایان برده اند. در حدود 40 درصد از باسوادان در دنیای مسیحیت، دانشگاه رفته اند در صورتی که کمتراز دو درصد از باسوادان در دنیای اسلام دانشگاه دیده اند.

کشورهای دارای اکثریت جمعیت مسلمان، 230 دانشمند به ازای هر یک میلیون مسلمان دارند. ایالات متحده، 4000 دانشمند به ازای هر میلیون نفر و ژاپن 5000 دانشمند به ازای هر یک میلیون نفر دارند.

در سراسر دنیای عرب، تعداد کل محققان تمام وقت، 35000 نفراست و تنها 50 تکنیسین به ازای هر یک میلیون عرب وجود دارد .در دنیای مسیحیت، تا 1000 تکنیسین به ازای هر یک میلیون نفر وجود دارد.

گذشته از این، دنیای اسلام دو درصد ازGDP اش ( تولید ناخالص ملی ) را برای تحقیق و توسعه، صرف می کند در حالی که دنیای مسیحیت درحدود  پنجدرصد GDP اش را صرف می کند.

نتیجه: دنیای اسلام در ظرفیت تولید علم، کمبود دارد.

تعداد روزنامه ها در ازای هر هزار نفر و تعداد عنوان های کتاب به ازای هر میلیون نفر، دو شاخص گسترش و نشر علم و آگاهی در یک جامعه هستند.

در پاکستان، 23روزنامه به ازای هرهزار نفر پاکستانی وجود دارد در حالی که نرخ مشابه در سنگاپور 360 است.

در بریتانیا، تعداد عنوان های کتاب به ازای هر میلیون نفر، 2000 است در حالی که نرخ مشابه آن در مصر 20 است.

نتیجه : دنیای اسلام در نشر علم کمبود دارد.

صادرات محصولات دارای تکنولوژی عالی، به صورت درصدی از کل صادرات، یک شاخص مهم برای کاربرد علم است.

صادرات پاکستان در زمینه محصولات با تکنولوژی عالی به صورت درصدی از کل صادرات، یک درصد است.

نرخ مشابه برای عربستان سعودی3 درصد است؛ کویت، مراکش و الجزایر همگی3 هستند در حالی که در مورد سنگاپور 58 درصد است.

نتیجه : دنیای اسلام در به کارگیری علم، ناکام مانده است.

چرا مسلمانان این قدر کم توانند؟

زیرا علم تولید نمی کنند.

 زیرا علم را منتشر نمی کنند.

زیرا علم را به کار نمی گیرند و آینده به جوامعی که مبتنی بر علم باشند بسیار تکیه خواهد نمود.

جالب توجه است که GDP ترکیبی سالیانه 57 کشورOIC، زیر 2 تریلیون دلار است.

آمریکا به تنهایی، کالاها و خدماتی با ارزش 12 تریلیون دلار تولید می کند؛ چین 

 

|+| نوشته شده توسط الهام در دوشنبه یکم مهر 1387  |
 

 


 

 

عکس هایی از مردم فلسطین را براتون گذاشتم تا برای خوندن متن زیر آمادگی بیشتری داشته باشید.

 

|+| نوشته شده توسط الهام در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386  |
 
برای ما که این روزها برای امام حسین عزاداری می کنیم بد نیست نوشته استاد را بدونیم:

قسمتی از کتاب حماسه حسینی نوشته شهید مطهری(اين سخنرانى در روز عاشورا ايراد شده است)

مساله فلسطين

اگر مى‏خواهيم به خودمان ارزش بدهيم،اگر مى‏خواهيم قيمت پيدا كنيم،اگر مى‏خواهيم در نزد خدا و پيغمبر خدا محترم باشيم،در نزد ملل جهان محترم باشيم،بايد اين اصل را زنده كنيم.اگر پيغمبر اسلام زنده مى‏بود،امروز چه مى‏كرد؟در باره چه مساله‏اى مى‏انديشيد؟و الله و بالله قسم مى‏خورم كه پيغمبر اكرم در قبر مقدسش امروز از يهود مى‏لرزد.اين يك مساله دو دو تا چهارتاست.اگر كسى نگويد،گناه كرده است.من اگر نگويم و الله مرتكب گناه شده‏ام،و هر خطيب و واعظى اگر نگويد مرتكب گناه شده است.

گذشته از جنبه اسلامى،فلسطين چه تاريخچه‏اى دارد؟قضيه فلسطين مربوط به دولتى از دولتهاى اسلامى هم نيست،مربوط به يك ملت است،ملتى كه او را به زور از خانه‏اش بيرون كرده‏اند.تاريخچه فلسطين چيست؟مدعى هستند كه در سه هزار سال پيش دو نفر از ما(داود و سليمان)براى مدت موقتى در آنجا سلطنت كرده‏اند.تاريخ را بخوانيد،در تمام اين مدت دو سه هزار ساله،كى بوده است كه سرزمين فلسطين به يهود تعلق داشته است؟كى بوده است كه بيشتر سرزمين فلسطين مال ملت‏يهود باشد؟آيا بيشتر سرزمين فلسطين از آن ملت‏يهود است؟قبل از اسلام هم مال آنها نبود،بعد از اسلام هم مال آنها نبود.روزى كه مسلمين فلسطين را فتح كردند،فلسطين در اختيار مسيحيها بود نه در اختيار يهوديها.و اتفاقا مسيحيها كه با مسلمين صلح كردند،يكى از مواردى كه در صلحنامه گنجاندند اين بود كه شما يهود را در اينجا راه ندهيد.گفتند:ما با شما زندگى مى‏كنيم ولى با يهود زندگى نمى‏كنيم. چطور شد كه يكدفعه نام وطن يهودى به خود گرفت؟يكى از قضايايى كه كارنامه قرن ما را تاريك مى‏كند(اين قرنى كه به دروغ نام حقوق بشر،نام آزادى،نام انسانيت‏بر آن گذاشته‏اند) همين قضيه است.

يهوديهاى دنيا بعد از اينكه از ملتهاى غير مسلمان زجر و شكنجه و آزار مى‏بينند(در روسيه، آلمان و بسيارى از نقاط دنيا)،بزرگانشان مى‏نشينند مى‏گويند تا وقتى كه ما در اطراف دنيا متفرق هستيم،در هر جا اقليتى هستيم،سر نوشت ما همين است.ما بايد مركزى را انتخاب كنيم و همه‏مان آنجا جمع شويم،اتباع مذهب يهود آنجا جمع شوند.اول هم جايى را كه فكر نمى‏كنند،فلسطين است،جاهاى ديگر را فكر مى‏كنند.بعد،جنگ بين الملل اول پيش مى‏آيد. (البته من خلاصه‏اش را عرض مى‏كنم.مى‏توانيد كتابهايى را كه در اين زمينه نوشته شده است‏بخوانيد.)متفقين با عثمانيها مى‏جنگند.(من نمى‏خواهم از عثمانيها دفاع كنم ولى هر چه بود،حكومت واحدى بود،اگر ظالم هم بود،بالاخره واحد بود.)اعراب ساده لوح كه از حكومت عثمانى به ستوه آمده بودند تحريك متفقين را پذيرفتند.از داخل،عليه حكومت عثمانى جنگيدند به وعده اينكه به خود آنها در مقابل عثمانيها استقلال بدهند.انگليسها به اينها قول قطعى دادند كه ما به شما استقلال مى‏دهيم به شرط اينكه به نفع ما با عثمانيها بجنگيد.اين بيچاره‏ها جنگيدند.در خلالى كه اين بدبختهاى نادان نا آگاه داشتند با دولت تا حدودى اسلامى خودشان مى‏جنگيدند،انگلستان قول و قرار خودش را با حزب صهيونيسم-كه تازه تشكيل شده بود-محكم كرد كه فلسطين را به شما مى‏دهيم در قلب كشورهاى اسلامى.جامعه ملل به وجود مى‏آيد(عدالت را ببينيد!)و تصويب مى‏كند كه در دنيا ملتهايى هستند(مخصوصا ملتهايى كه از عثمانى جدا شده‏اند)كه چون رشد ندارند،ما بايد برايشان سرپرست معين كنيم تا اينها را اداره كنند.در واقع مى‏خواستند ارثيه عثمانيها را تقسيم كنند.قسمتى از آنها را دادند به فرانسه،قسمتى را دادند به انگلستان و...از جمله جاهايى كه انگلستان گرفت فلسطين بود.گفت من قيم و سرپرست‏شما هستم،رسما شد كفيل.بعد به صهيونيستها وعده داد(وعده معروف بالفور)كه من اينجا را به شما مى‏سپارم.

«صهيونيستها»يعنى يهوديانى كه دهها قرن بود كه در گوشه‏هاى ديگر دنيا زندگى مى‏كردند و از نژادهاى ديگر بودند.من خودم فكر مى‏كردم كه يهوديان موجود،همه از نسل اسرائيلند. حالا مى‏بينم تاريخ تشكيك مى‏كند،مى‏گويد اين حرف دروغ است.بسيارى از يهوديها اصلا از نسل اسرائيل نيستند،جامع مشتركشان فقط مذهب است و بس.حتى نژادشان هم خالص نمانده است.يهوديانى كه در اطراف و اكناف دنيا زندگى مى‏كردند،فقط به دليل اينكه فرنگيها به اينها زجر داده‏اند و اينها دنبال نقطه‏اى مى‏گردند كه آنجا جمع شوند،و به دليل اينكه مردم خيانت پيشه‏اى هستند،و به دليل اينكه كتاب مقدسشان به آنها اجازه داده كه اگر به سرزمينى رفتيد،رحم نبايد در شما وجود داشته باشد و از هيچ وسيله‏اى براى پيشبرد هدفتان امتناع نكنيد،بعد كه انگلستان وسيله مهاجرتشان را فراهم كرد،به اين سرزمين مهاجرت كردند و زمينها را خريدند در حالى كه يهودى بومى در فلسطين بيش از پنجاه هزار نفر نيست كه الآن هم آن بيچاره‏ها در بدبختى فوق العاده‏اى زندگى مى‏كنند،يعنى يهوديان اروپايى و آمريكايى كه آمدند،از جمله بدبختيهايى كه به وجود آورده‏اند اين است كه سربار يهوديان اصيلى هستند كه حق دارند در آنجا زندگى كنند.

يك عده روشنفكر در ميان اعراب بود،قيام كردند،انقلاب كردند.اينها را كشتند،اعدام كردند، به دار كشيدند.مرتب يهوديها را فرستادند.همينكه عده زياد شد،اسلحه زيادى هم در ميانشان پخش كردند.بعد اينها افتادند به جان مسلمانان بومى،كشتند و زدند و بعد هم آواره كردند. پشت‏سر يكديگر،از كشورهاى اروپايى مهاجرت مى‏شد.آمدند و آمدند.اين يهوديانى كه شما امروز اسمشان را مى‏شنويد:موشه‏دايان،زلى اشكول،گلداماير،زهرمار!آخر ببينيد اينها از كجاى دنيا آمده‏اند؟!مدعى هستند كه اين سرزمين،سرزمين ماست.امروز در حدود سه ميليون نفر مسلمان،آواره از خانه و زندگى‏شان هستند.هدف مگر تنها همين است كه يك دولت كوچك در آنجا تشكيل شود؟خيلى اشتباه كرده‏ايد،خيلى همه اشتباه مى‏كنيم.او مى‏داند كه يك دولت كوچك،بالاخره نمى‏تواند آنجا زندگى كند،يك اسرائيل بزرگ كه دامنه‏اش از اين طرف شايد تا ايران خودمان هم كشيده شود.به قول عبد الرحمن فرامرزى اين اسرائيلى كه من مى‏شناسم،فردا ادعاى شيراز را هم مى‏كند،مى‏گويد شاعرهاى خود شما هميشه در اشعارشان اسم شيراز را گذاشته‏اند ملك سليمان!هر چه بگويى آقا!آن تشبيه است، مى‏گويد سند از اين بهتر مى‏خواهيد؟!مگر ادعاى خيبر را كه نزديك مدينه است،ندارند؟ مگر روزولت‏به پادشاه وقت عربستان سعودى پيشنهاد نداد كه شما بيايد اين شهر را به اينها بفروشيد؟مگر اينها ادعاى عراق و سرزمينهاى مقدس شما را ندارند؟

و الله و بالله ما در برابر اين قضيه مسؤوليم.به خدا قسم مسؤوليت داريم.به خدا قسم ما غافل هستيم.و الله قضيه‏اى كه دل پيغمبر اكرم را امروز خون كرده است،اين قضيه است.داستانى كه دل حسين بن على را خون كرده،اين قضيه است.اگر مى‏خواهيم به خودمان ارزش بدهيم، اگر مى‏خواهيم به عزادارى حسين بن على ارزش بدهيم،بايد فكر كنيم كه اگر حسين بن على امروز بود و خودش مى‏گفت‏براى من عزادارى كنيد،مى‏گفت چه شعارى بدهيد؟آيا مى‏گفت‏بخوانيد:«نوجوان اكبر من‏»يا مى‏گفت‏بگوييد:«زينب مضطرم الوداع،الوداع‏»؟! چيزهايى كه من(امام حسين)در عمرم هرگز به اين جور شعارهاى پست كثيف ذلت آور تن ندادم و يك كلمه از اين حرفها را نگفتم.اگر حسين بن على بود مى‏گفت:اگر مى‏خواهى براى من عزادارى كنى،براى من سينه و زنجير بزنى،شعار امروز  تو بايد فلسطين باشد.شمر امروز موشه‏دايان است.شمر هزار و سيصد سال پيش مرد،شمر امروز را بشناس.امروز بايد در و ديوار اين شهر با شعار فلسطين تكان مى‏خورد.مرتب دروغ در مغز ما كردند كه اين يك مساله داخلى است،مربوط به عرب و اسرائيل است.باز به قول عبد الرحمن فرامرزى اگر مربوط به اينهاست و مذهبى نيست،چرا يهوديان ديگر دنيا مرتب براى اينها پول مى‏فرستند؟

ما چه جوابى در مقابل اسلام و پيغمبر خدا داريم؟آيا چند روز پيش در روزنامه نخوانديد كه در سال گذشته يهوديان ساير نقاط دنيا،نه يهوديانى كه فعلا شناسنامه اسرائيلى دارند،پانصد ميليون دلار براى اينها فرستادند كه با اين پولها فانتوم بخرند و بر سر مسلمانان بمب بريزند؟! شنيده‏ام يهوديان ايران خودمان در سال گذشته معادل پول دو فانتوم فرستادند.سى و شش ميليون دلار پول از يهوديان ايران خودمان براى آنها به عنوان كمك رفت.و من آن يهوديها را به عنوان اينكه يهودى هستند ملامت نمى‏كنم،ما خودمان را بايد ملامت كنيم.او به همكيشش كمك كرده است،با كمال افتخار پول مى‏فرستد،رسيدش هم از موشه‏دايان مى‏آيد و آن را در بازار هم نشان مى‏دهد،مى‏گويد بيا رسيدش را ببين.مگر همين دو سه شب پيش ننوشتند(من بريده‏اش را از«اطلاعات‏»دارم)كه الآن فقط يهوديان مقيم امريكا روزى يك ميليون دلار به اسرائيل كمك مى‏كنند؟!آنوقت تلاش ما مسلمين در اين زمينه چه بوده است؟ به خدا خجالت دارد ما خودمان را مسلمان بدانيم،خودمان را شيعه على بن ابيطالب بخوانيم. اصلا من بايد بگويم بعد از اين،داستانى را كه ما از على بن ابيطالب نقل مى‏كنيم،حرام است كه ديگر در منابر نقل كنيم كه روزى على بن ابيطالب شنيد دشمن به كشور اسلامى حمله كرده است:«و هذا اخو غامد و قد وردت خيله الانبار».بعد فرمود:شنيده‏ام زينت‏يك زن مسلمان را يا زنى كه در حمايت مسلمانان است گرفته‏اند،شنيده‏ام دشمن سرزمين مسلمين را غارت كرده است،مردانشان را كشته يا اسير كرده است،متعرض زنان آنها شده است،زيورها را از گوش و دست زنها جدا كرده است.بعد همين على بن ابيطالب-كه ما اظهار تشيع او را مى‏كنيم و نسبت‏به او حساسيتهاى بى معنى و دروغين نشان مى‏دهيم-گفت:«فلو ان امرا مسلما مات من بعد هذا اسفا ما كان به ملوما بل كان به عندى جديرا» اگر يك مرد مسلمان با شنيدن اين خبر دق كند و بميرد،سزاوار است و مورد ملامت نيست.

آيا ما وظيفه نداريم كه كمك مالى به آنها بكنيم؟آيا اينها مسلمان نيستند،عزيزان ندارند؟آيا اينها براى حق مشروع بشرى قيام نمى‏كنند؟كيست كه امروز منكر شود كه فلسطينيهاى آواره حق باز گشت‏به وطن خود را ندارند؟من در سفر مكه بعضى از اينها را ديدم،يك جوانهايى!فقط مى‏گفتند:«دماء الشهداء»ما اميدمان فقط به خون شهدايمان است.افرادى در ميان آنها هستند كه و الله براى لباسشان محتاجند و برهنه مى‏جنگند.اگر هفتصد ميليون جمعيت مسلمان دنيا،هر فرد روزى يك ريال بدهد،در سال نزديك به سيصد ميليارد دلار مى‏شود.اگر فقط مردم ايران-كه بيست و پنج ميليون نفر هستيم و نود و هشت در صد ما مسلمان است-هر فرد روزى يك ريال به فلسطينيها كمك كند،در سال حدود نود ميليون تومان مى‏شود.اگر يك عشر مسلمانان هم هر كس روزى يك ريال كمك كند،در سال نه ميليون تومان مى‏شود.

فضل الله المجاهدين باموالهم و انفسهم. الذين امنوا و هاجروا و جاهدوا فى سبيل الله باموالهم و انفسهم .به وسيله مال كه مى‏توانيم كمك كنيم.و الله اين انفاق واجب است،مثل نماز خواندن و روزه گرفتن واجب است.اولين سؤالى كه بعد از مردن از ما مى‏كنند همين است كه در زمينه همبستگى اسلامى چه كرديد؟پيغمبر فرمود:«من سمع مسلما ينادى يا للمسلمين فلم يحبه فليس بمسلم‏» هر كس بشنود صداى مسلمانى را كه فرياد مى‏كند:«يا للمسلمين‏»مسلمانان به فرياد من برسيد،و او را كمك نكند،ديگر مسلمان نيست،من او را مسلمان نمى‏دانم.چه مانعى دارد كه ما براى اينها حساب باز كنيم؟چه مانعى دارد كه مقدار كمى از درآمد خودمان را اختصاص به اينها بدهيم؟چرا يهوديان دنيا حتى يهوديان ايران كمك بكنند و ملتهاى ديگر آنها را تحسين كنند،بارك الله بگويند،ملت‏بيدار بگويند،ولى ما نكنيم؟مردم بيدار آن مردمى هستند كه فرصت‏شناس باشند،درد شناس باشند،حقايق شناس باشند.

من وظيفه خودم را عمل كردم.وظيفه من فقط گفتن بود و خدا مى‏داند جز تحت فشار وجدان و وظيفه خودم چيز ديگرى نبود.اين كمك مالى را وظيفه شما مى‏دانم،و وظيفه خودم و هر خطيب و واعظى مى‏دانم كه اين را بگويد،من بر هر خطيب و واعظى واجب مى‏دانم كه چنين حرفى را بزند.مراجع تقليد بزرگى مثل آيت الله حكيم و ديگران رسما فتوا داده‏اند كه كسى كه در آنجا كشته مى‏شود،اگر نماز هم نخواند شهيد در راه خداست.

پس بياييم به خودمان ارزش بدهيم،به كار و فكر خودمان ارزش بدهيم،به كتابهاى خودمان ارزش بدهيم،به پولهاى خودمان ارزش بدهيم،خودمان را در ميان ملل دنيا آبرومند كنيم. علت اينكه دولتهاى بزرگ جهان چندان در باره سرنوشت ما نمى‏انديشند،اين است كه معتقدند مسلمان غيرت ندارد.آمريكا را فقط همين يكى جرى كرده است،مى‏گويد مسلمان جماعت غيرت ندارد.همبستگى و همدردى ندارد.مى‏گويد يهودى كه براى پول مى‏ميرد،جز پول چيزى را نمى‏شناسد،خدايش پول است،زندگى‏اش پول است،حيات و مماتش پول است، به يك چنين مساله حساسى كه مى‏رسد روزى يك ميليون دلار به همكيشانش كمك مى‏كند ولى هفتصد ميليون مسلمان دنيا كوچكترين كمكى به همكيش خود نمى‏كنند !

 [لازم به ذكر است كه استاد شهيد آية الله مطهرى پس از اين سخنرانى توسط ساواك رژيم شاه دستگير شدند.]

|+| نوشته شده توسط الهام در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386  |
 
 
بالا